تبليغاتX
¤(¯`·._.· یـوسف زهـرا ·._.·¨¯)¤ - حوالي عشق
يا ابا صالـــح المهدی ادرکنی

به هر بهانه براي سفر مهيا، من

هميشه جاده، نماز شكسته، هر جا من

شبيه رؤيت پرهاي قاصدك درمه

و ربط بركه خشكيده‌اي به دريا، من

چه اتفاق قشنگي كه از حوالي عشق

تمام طايفه كوچيده‌اند، الا من

چه كرده‌اي كه به جز تو ...بگو! نمي‌خواهم!

عزيز اين دل تنها! چه كرده‌اي با من؟

عجيب نيست كه من بي‌بهانه مي‌خندم؟

مني كه اين همه در قهر بوده‌ام با من

فقط به خاطر آوازهايمان برگرد

به بي ترانه‌ترين كوچ باغ دنيا، من

دوباره دادي و بردند عشق و گندم را

گناه ماند و زمين خدا و تنها من




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 19:24 توسط ::منتظران حضرت ::