تبليغاتX
¤(¯`·._.· یـوسف زهـرا ·._.·¨¯)¤ - فرصت باران
يا ابا صالـــح المهدی ادرکنی

چشمهاي تو به ما فرصت باران دادند

و تن مرده‌ي اين مزرعه را جان دادند

شوق برخاستن و زندگي تازه به من

منِ دلواپس از خويش گريزان دادند

چشمهاي تو درخشيد و در آن ظلمت محض

به بلندي شب يخزده پايان دادند

تا قدمهاي بهارانه‌ات اي پيك نسيم!

يك سبد ياس به هر شاخه عريان دادند

دستهاي تو زهر پنجره رُفتند غبار

و به تنديس همه آينه‌ها جان دادند

آسمان پاك شد از ابر در آن روز غريب

مژده عيد در اندوه زمستان دادند

كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد

چشمهايي كه به ما فرصت باران دادند




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 19:15 توسط ::منتظران حضرت ::