تبليغاتX
¤(¯`·._.· یـوسف زهـرا ·._.·¨¯)¤
يا ابا صالـــح المهدی ادرکنی

توی این دنیای نامرد

هیچکسی وفا نداره

دلخوشیم هر عصر جمعه ست

که بی او صفا نداره

لب دریای وصالش تا نفس دارم می مونم

دستمو بالا میگیرم دعای فرج میخونم

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ

الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ

وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ

 وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً

وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً

 وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً

وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:37 توسط ::منتظران حضرت ::

تا خون درگ ماست خمینی رهبر ماست

رحلت امام خمینی (ره )

رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار

جمهوری اسلامی ایران ؛

قیام خونین 15 خرداد 1342 ؛

و شهادت حضرت

فاطمه زهرا ( س ) را به شما

ملت ولایت مدار ؛ شهید پرور و

مسلمان ایران اسلامی تسلیت

عرض مینماییم.


 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 16:34 توسط ::منتظران حضرت ::

 

خانم جان

خوب میدونی این دل من از روز ازل فاطمیه

کوچه های سینه زنی کوچه بنی هاشمیه

بیا بی بی جون ای قد کمون

از توی این کوجه برو

اگه خاطرت از یه کوچه پریشونه

این کوچه امن و امونه

آخه ما سینه زنیم

ما که سیلی نمیزنیم

اخه ما گریه کنیم

ما که در خونه نمیکنیم

سینه زنها همه آماده باشین

بی بی  از بین شماها رد میشه

اگه چادرش یه وقت خاکی بشه

خدا میدونه که خیلی بد میشه

آره ما سینه زنا فدایی شیم

کشته کربلایی شیم




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 16:32 توسط ::منتظران حضرت ::

این جمعه هم آمد ، اما تو نیامدی         آقا! تو از هر زیبایی ، زیباتر هستی

این جمعه هم آمد ، اما تو نیامدی              آقا! تو از هر زیبایی ، زیباتر هستی

 

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 16:7 توسط ::منتظران حضرت ::

Ashura 119 




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10:1 توسط ::منتظران حضرت ::

بازآ كه بي‌تو خون دل از ديده تر كنم
داغ فراق، بار دگر تازه‌تر كنم
هر تير ناله‌اي كه برون آيد از دلم
آماج خويش كرده، به روي جگر كنم
با اشك و گريه داغ دل ار التيام يافت
دل را شكسته، زخميِ داغ دگر كنم
گر ديده غير روي تو را آرزو كند
او را برون ز كاسه كنم، در بدر كنم
آن‌قدر وسعت غم تو طاقتم گرفت
هر روز طيلسان غرايي به بر كنم
آيا بوَد كه تلخي هجران يار را
شيرين، شب وصال، چنان نيشكر كنم

آيا بود كه از افق انتظار خويش
از ديدن جمال تو دل را خبر كنم
ما را نشان كوي تو حاصل نمي‌شود
تا مرغ جان به كوي شما نامه‌بر كنم
گامي اگر به چشم «پريشان» نهي به مهر
دامن، ز اشك شوق، چو بحر گُهر كنم




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:38 توسط ::منتظران حضرت ::

صداي بال ملايك ز دور مي‌آيد
مسافري مگر از شهر نور مي‌آيد؟
دوباره عطر مناجات با فضا آميخت

مگر كه موسي عمران ز طور مي‌آيد؟
شراب ناب تَبَلور به شهر آوردند
تمام شهر به چشمم بلور مي‌آيد!
ستاره‌اي شبي از آسمان فرود آمد
و مژده داد كه صبح حضور مي‌آيد
چقدر شانة غم‌بار شهر حوصله كرد
به شوق آن كه پگاه سرور مي‌آيد
مسافري كه شتابان به يال حادثه رفت
به بال سرخ شهادت صبور مي‌آيد
به زخم‌هاي شقايق قسم، هنوز از باغ
شميم سبز بهار حضور مي‌آيد
مگر پگاه ظهور سپيده نزديك است؟
صداي پاي سواري ز دور مي‌آيد

ناصر فيض



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:22 توسط ::منتظران حضرت ::

 

مهدي جان مولاي من سلام

هواي عاطفه دنيا ابري است ! دلم گرفتار تنگ غروب است ! همواره به چشم هايم التماس مي كنم تا تو را نديده ، كم سو نشود! خودم را پيوسته به دامان خواهش دست هايم مي اندازم كه روزي هزاران بار نام تو را در مركز قلبم با خط درشت بنويسد.

همه روزه منت زبانم را مي كشم كه همواره تو را زمزمه كند.

هيچ شاعري نيست كه بتواند خوبي هاي تو را در غزل ، جاودانه كند يا عشق خودش را به تو ، در قالب قصيده اي رسيده و ناب ، به بازار عاشقان روانه كند.

اي محبوب روز هاي افتابين دنيا ! اي معشوق همه ما ! اي زيبا ترين چهره افرينش مهدي جان! بگو گيسوان شب هاي تار فراق ،سر شاخه هاي بلند باغ وجود تو را رها كنند !بگو افتاب در برابرت زانو بزند . بگو اسمان،جبهه ساي همه ادينه هايي شود كه گمان مي برد تو انها را ابي تر و نوراني تر خواهي كرد !

مولاي من ! نياز ما را ببين ! قلب هاي مجروح و گنجشك هاي زمين ، فريادرس زمان را مي طلبند و همه اسماني ها ،روي ماه تو را از دور مي بوسند .

پيراهن انديشه من به يمن بركت نام تو ،سپيد مانده است . دلم هواي پريدن به سوي كوي تو را دارد . دست هاي انتظارم به اسمان رسيده. همه مردم ديار من، سينه چاك روئت خورشيدند . همه از جان و دل، تو را مي جويند . همه نام مقدس تو را زمزمه    مي كنند . همه خويشتن را فدايي گام هاي تو ميدانند.

مولاي خوبم! دامان حوصله ما چقدر كوتاه است ، اي كاش رداي نوازش كلام تو را بر دوش گوش و هوش خويش ببينم، اي كااااااااااااش سروشي در گوشم نغمه پردازي كند .

اي معشوق عارفان ! اي يوسف عاشقان ! اي اميد دار و ديارمان!

شكوفه هاي انتظار ما را بشكوفان و در اين دنياي پر طوفان ، ساحل دست هاي مهربانت را به ما برسان .!!!!!!!!

 

يا ابا صالح المهدي ...ادركنا يا مولاي

العجل العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان

اللهم عجل لوليك الفرج

التماس دعا




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:36 توسط ::منتظران حضرت ::

 

یا مهدی (عج)

یامهدی ای آرام دلهای پریشان                  ای نام تو میزان ترین تفسیر قرآن

ای رازورمز کهکشانها در نگاهت                قالیچه بال ملائک فرش راهت

ا سوز حسرت سینه ام آتشفشان است      چشمم به پیچ کوچه های آسمان است

از پشت بغض ابرها ای ابر مرد!                 روزی قدم برچشم من بگذار وبرگرد

ای مرجع تقلید شبنم قلب صافت              شمع وگل وپروانه با هم درطوافت

تا کی سر ما باشد وزانوی حسرت            تا کی بگردیم ازپی ات غربت به غربت

تا کی سرشک از دیده قوها بریزد              خون دل ازچشم پرستوها بریزد

تاکی جهان آکنده ازنیرنگ باشد                 کار برادربابرادر جنگ باشد

ای خلق عالم رابه خود مشتاق کرده          ای طاقت آیینه هارا طاق کرده

کشتی عروس عشق را ازرنج دوری           خون شد دل آیینه ها تا کی صبوری؟

فرهاد راازجان شیرین سیر کردی              ای«یوسف زهرا»بمیرم،دیر کردی...

ما گرچه ازطوفان غم تشویش داریم           صد موج وهم انگیز،ما در پیش داریم

گر تو بیایی ذره ای دلواپسی نیست         ناجی تویی،این کار کارهرکسی نیست

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 14:26 توسط ::منتظران حضرت ::


 

                 خبر امد خبري در راه است


     سر خوش ان دل كه از ان اگاه است


    شايد اين جمعه بيايد شايد

                                    پرده از چهره گشاید شاید

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 11:17 توسط ::منتظران حضرت ::

  دریغا چشم بینایی نداریم

 ببین جز جان رسوایی نداریم

 اگر رد مکنی رد کن ولی ما

 به جز در گاه تو جایی نداریم

 

 

 

 

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 11:15 توسط ::منتظران حضرت ::

در انتظار روي تو مي‌مانم اين چشمها هميشه همين جور است

اين اشكها به شوق تو لبريز است اين قلبها ز هجر تو رنجور است

يك روز با تمام غزليات، با آيه‌هاي روشن و زيبايت

مي‌‌آيي اي هميشه‌ي جاويدان، اين حرف عاشقان سلحشور است

تنها اميد ماندن و روييدن! اي مايه طراوت جان برگرد

چشم انتظار آمدنت هستم، تنها دلم به ياد تو پر نور است

خوش آن دلي كه مهر تواش پر كرد خوش آن زبان كه نام تو را آورد

در عزت و شكوه تو مي‌بالد مردي كه از وجود تو مغرور است

بر اين دل شكسته و تنگ و سرد با گامهاي گرم خودت برگرد

در انتظار روي تو مي‌مانم اين چشمها هميشه همين جور است




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 10:59 توسط ::منتظران حضرت ::

حسرت نگاه پنجره‌ها را گرفته است

بغضي گلوي زخمي ما را گرفته است

كي اين سفر به آخر خود مي‌رسد، ببين

دستم چگونه، دست دعا را گرفته است

در انتظار آمدنت، لحظه مي‌كشيم

يك عمر انتظار كجا را گرفته است

آن قدر عاشقيم كه عشق تو از نگاه

پس كي، كجا چگونه، چرا؟ را گرفته است

حالا غروبها همه باراني‌اند و بس

باران عجيب حال هوا را گرفته است

برگرد و با وسيع خودت آسمان بساز

غربت نه آسمان، همه جا را گرفته است

بشكن طلسم غربت ما را، دعا بخوان

دستي از اين قبيله، خدا را گرفته است

سر در گميم بين غزلهاي نيمه جان

حال و هواي قافيه ما را گرفته است




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 10:53 توسط ::منتظران حضرت ::

دور از تو مي‌رانم آرام سمت زوالي كه دارم

گم مي‌شوم تشنه تشنه در خشكسالي كه دارم

مي‌گويم امشب مي‌آيي يا لااقل صبح فردا

سر مي‌كنم زندگي را با احتمالي كه دارم

قد مي‌كشد لحظه لحظه در باغ احساس من مرگ

پر مي‌شود سايه سايه حجم خيالي كه دارم

حتي اگر خوابهايم پر گردد از روح پرواز

همسايه با زخم سرخي‌ست رؤياي بامي كه دارم

اين روح عاشق مبادا آتشفشاني شود باز

هفت آسمان مي‌گدازد در اشتعالي كه دارم

كي مي‌وزد بر نگاهم يك پاسخ از سمت چشمت

تلواسه زد در گلويم بغض سوالي كه دارم

بر من بنوشان همين شب درياچه راز خود را

تقديم سبز نگاهت شعر زلالي كه دارم




لينك ثابت نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 10:45 توسط ::منتظران حضرت ::

يا مهدي



لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 16:3 توسط ::منتظران حضرت ::

***اللهم صل علي محمد وآل محمد و عجل في فرجهم***

 
السلام عليک ايهآ الصديقته الشهيده

 يا زهرا

اي قلم بنویس     

                          اي تاريخ در خود ثبت کن

 

در ميان کوچه يک نفر

                          حامي زهرا نشد

 

 

ايام فاطميه تسليت




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:11 توسط ::منتظران حضرت ::

نامردان این زمان میگویند میخ افسانه است و در و دیوار خیال است

یا زهرا




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:10 توسط ::منتظران حضرت ::

من شك ندارم مي‌رسد آن فرصت موعود

سرسبز مي‌گردد زمين از بركت موعود

من شك ندارم آسمان هم رام خواهد شد

روزي به زير گام هاي قدرت موعود

مي‌آيد آن مردي كه مي‌گويند مي‌بارد

از آسمان دستهايش رحمت موعود

گفتند مي‌آيد و روشن مي كند يك روز

چشمانمان را آفتاب قامت موعود

اما دل من اين دل مشتاق و شيدايي

طاقت ندارد بيش از اين بر غيبت موعود

در انتظارم تا طلوع صبح آدينه

اي كاش باشم در ركاب حضرت موعود




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:9 توسط ::منتظران حضرت ::

خدا كند كه بشكند شبي دلم به پاي تو

و كاش چاه مي‌شدم كه بشنوم صداي تو

تو اوج خوب بودني، تو حالت سرودني

به آسمان رسيده‌اي، كجاست انتهاي تو

حضور غيبتت بزرگ، دل نماز را شكست

زمين قيام كرده است به شوق اقتداي تو

بيا تمام من بيا بيا كه نذر كرده‌ام

كه هر چه دارم از غزل بريزمش به پاي تو

به انتظار تو دلم نشسته سبز مي‌شود

بيا ببين كه شاعرم ولي فقط براي تو




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:8 توسط ::منتظران حضرت ::

دلم گرفته و هر سوي خانه‌ام ابريست

دلم گرفته و گريه دواي دردم نيست

حريف ني لبك و سوز دل نمي‌گردم

ولي درون دلم بذر صبر پروردم

خداست شاهد اين حرف و عشق مي‌داند

كه روز جمعه نگاهم به جاده مي‌ماند

به آتشي كه دلم را هميشه سوزانده است

دواي درد عدالت كنار در مانده‌ست

دري است فاصله من و يك سبد رويا

دري است فاصله من و يوسف زهرا

دلم گرفته، دقايق هنوز در راهند

و عاشقان شقايق هنوز در راهند

دلم گرفته، كسي نيست، جاده بي‌رنگ است

دلم گرفته و اين قلب ساده بي‌رنگ است

هميشه مانده‌ام اينجا، هميشه مي‌مانم

عبور مي‌كند آيا كسي؟ نمي‌دانم!




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 0:5 توسط ::منتظران حضرت ::

امام رمان (عج)

زمانی که دنیا را فساد و تباهی فرا می گیرد.
زمانی که هر کس به فکر منافع خویش است.
زمانی که دیگر انسانیت معنا ندارد.
آیا ما آمادگی داریم؟
برای چه؟
برای مسابقه؟
برای بازی؟
برای درس؟
برای چه؟
به نظر شما آیا ما آمادگی ظهور را داریم؟
آیا آمادگی آن را داریم که اگر حضرت ولی عصر(عج) ظهور کرد در رکاب آن امام رحیم باشیم؟


بیایید یک تصور نه چندان دور از ذهن بکنیم. تصور این را که امام زمان در همین لحظه که ما

 در حال خواندن این مطلب هستیم ظهور کند!!


چه می کنیم؟
آیا من می توانم جزء پیروان آنحضرت باشم؟
آیا منی که چشمم را به هر سو دوخته ام، دلم را به هر کس داده ام، گوشم را به هر چیزی عادت داده ام، و هر حرفی را از دهانم خارج کرده ام.
آیا من میتوانم به حضرت ولی عصر ارواحنا فدا خدمت کنم؟
پس باید آمادگی کسب کرد. حرفه آموخت. دل را ساخت. ذهن را پرداخت. چشم را شست. کلام را زیبا و گوش را بی آلایش کرد و باید در هر لحظه منتظر بود. در هر مکان انتظار کشید تا آن نواده ی محمد(ص) آن فرزند ولی خدا از پرده غیبت برون آید. باید منتظر بود و انتظار کشید (انتظار نه آنکه ما فقط یگوییم منتظریم بلکه باید دعا کنیم، اشک بریزیم، زاری کنیم، همه فکر و ذهنمان را به آن امام بسپاریم و آماده شویم برای او ؛ بسیار دعا کنیم برای ظهورش). 

به امید دیدارش در نزدیک ترین زمان و به امید بودن در رکاب آن حضرت.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:50 توسط ::منتظران حضرت ::


 
   

نیاز به حجت
 
   
به زندگى چگونه نگاه مى‏كنيد؟
   
از زندگى چه مى‏خواهيد؟
   
براى زندگى چه تعريفى داريد؟
   
مقصدتان در زندگى چيست؟
   
مى‏دانيد چگونه مى‏توان به كمال رسيد؟
   
مى‏دانيد چگونه مى‏توان خود را شناخت؟
   
براى شناخت جهان چه بايد كرد؟
   
عقل براى يافتن پاسخ اين سؤالات چقدر به شما كمك مى‏كند؟
   
آيا با عقل مى‏توان حق و باطل را از يكديگر تميز داد؟
   
مى‏توان خير و شر را جدا كرد؟
   
مى‏توان صلاح و فساد را فهميد؟
   
راه رشد و تعالى را چطور؟
   
تا به حال پيش نيامده كه عقلت خطا كند؟
   
تا به حال در انتخابهايت اشتباه نكرده‏اى؟
   
هميشه در تصميم‏گيريها موفقى؟
   
دوستانت چطور؟
   
آنهايى كه مى‏شناسى چطور؟
   
همه عقل دارند، اما آيا عقل خطا نمى‏كند؟
   
اصلا گستره عقل تا كجاست؟
   
چيزهايى را كه با تكيه بر عقل نمى‏توان فهميد چگونه بايد دريافت؟
   
وقتى پاى عقل مى‏لرزد چه چيزى بايد ياريش كند؟
   
چه كسى دستش را مى‏گيرد؟
   
نقص و نارسايى عقل چطور جبران مى‏شود؟
   
ناتوانى عقل براى حركت در مسير رشد و كمال چگونه برطرف مى‏شود؟
           
   
تا به حال نام حجت را شنيده‏اى؟
   
حجت چيست؟
   
حجت كيست؟
   
مى‏دانى حجت برهان و راهنماست؟
   
مى‏دانى حجت دليل انتخابهاى عقل است؟
   
مى‏دانى حجت نشانه‏ايست كه عقل راه را گم نكند؟
   
مى‏دانى حجت بلدى است كه مسير را تا انتها به آدمى نشان مى‏دهد و او را تا مقصد هدايت با خود مى‏برد؟
   
مى‏دانى هر قومى براى موجه زيستن نياز به حجت دارد؟
   
مى‏دانى هر ملتى حجت مى‏خواهد؟
   
مى‏دانى تنها با حجت است كه حق و باطل و خير و شر و صلاح و فساد را مى‏توان شناخت؟
   
مى‏دانى هر آدمى براى بودن بايد حجت داشته باشد؟
           
   
راستى قرآن چه كسى را حجت مى‏داند؟
   
خوانده‏اى كه خداوند مى‏فرمايد: »رسلاً مبشّرين و منذرين لئلا يكون للناس على اللّه حجة بعد الرسل و كان اللّه عزيزاً حكيما«؟   
   
خوانده‏اى كه خداوند مى‏فرمايد: »قل فللّه الحجة البالغة فلو شاءالله لهديكم اجمعين«؟
           
   
مى‏بينى خداوند، هدف از فرستادن پيامبران را اتمام حجت با مردم ذكر مى‏كند؟
   
مى‏بينى خداوند، انبيا را حجت خود بر مردم مى‏داند؟
   
مى‏دانى نوح و ابراهيم و موسى و عيسى(ع) و محمد(ص) حجت‏اند؟
   
مى‏دانى قوم عاد و ثمود و يهود و جز اينها همه حجت دارند؟
   
جالب نيست با آمدن حجت ديگر كسى نمى‏تواند در درگاه خدا مدعى شود كه راه مستقيم را به ما نشان ندادى؟
           
   
سخن امام على (ع) را شنيده‏اى كه مى‏فرمايند: »زمين از حجت بر پاى خدا خالى نمى‏ماند«؟
   
هدايت مى‏شوند خالى گذاشته نشده است و اين مردم به وسيله او به سوى خدا سخن امام باقر (ع) را شنيده‏اى كه مى‏فرمايند: »هيچ سرزمينى از پيشوايى كه پيشوا، حجت خدا بر بندگانش است«؟ شنيده‏اى كه: »اگر زمين بدون حجت بماند اهلش را در خود فرو مى‏برد«؟
           
   
اهل خواندن ادعيه هستى يا نه؟
   
چند بار تا به حال خوانده‏اى:
 »
أللّهمّ عرّفنى حجّتك فإنّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دينى«
 
پروردگارا مرا با حجت خود آشنا ساز كه اگر مرا با حجتت آشنا نكنى از دينم گمراه مى‏شوم.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:41 توسط ::منتظران حضرت ::

 
 
 
 
نظر به سرو قدى سرفراز بايد كرد

امام خمینی(ره)

انشا الله که امسال سال ظهور حضرت باشه

 و

 به امید روزی که در تقویمها بنویسند :  تعطیل ،سالروز ظهور امام زمان(عج).




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:30 توسط ::منتظران حضرت ::

خدایا...

 

خدایا

 

هر چه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم

                                                سینه میگوید که من تنگ آمدم فریاد کن




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:27 توسط ::منتظران حضرت ::

  رهبر و سرورم سيد علي خامنه اي:

عشق زيبا رخ مستان جهان سيد علي

اي اميد دل و اي مونس جان سيد علي

تا ابد مست و خمار مي خونرنگ توأم

اي كه عشقت همه جا ورد زبان سيد علي




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 12:2 توسط ::منتظران حضرت ::

 

نمیدانم کی. نمیدانم از که. اما شنیده ام. شنیده ام آن روز که می آیی، بیشتر یارانت جوان هستند. فرصت ها را غنیمت می شمارم تا جوانی از دست نرفته شما را یار باشم. راستی چگونه می شود شما را یار بود؟ و باز هم شنیده ام. ماجرای آن جوان قفل ساز را که با انصاف قفل پیرزن را به قیمت واقعی و بیشتر از قیمت پیشنهادی پیرزن خرید را شنیده ام. شنیده ام که گفتید: لازم نیست شما دنبال ما بگردید. اینگونه باشید تا ما دنبالتان بیاییم. شنیده ام حدیث آن جوانی را که وقتی با دخترخاله اش در خانه تنها ماند، یوسفی دیگر شد و از همه جا برید و به خاکی مقدس رفت و شرح ماجرا را برای زن روز نوشت. حکایت «علی گندابی» و «شیخ رجبعلی خیاط» و «رسول ترک» و «ابن سیرین» و... را شنیده ام. آن ها هم حدیث یاری تو را خوانده بودند. «در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبر است» را خوانده بودند. ای دلبر غایبی که حاظری. ستاره بودن در آسمانی که ماه را دارد آرزوی ماست. اما ستاره باید شد.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 10:39 توسط ::منتظران حضرت ::

سيّد مهدي كجايي؟


 


اينجا خيلي چيزها عوض شده


 


ديگر من هم ياد گرفته‌ام آناناس بخورم


 


و اگر خيلي هواي اروپا كردم


 


عصرانه‌ام را با يك فنجان نسكافه چرب‌تر كنم


 


ديگر براي من هم «كوكا خوشمزه‌تر از پپسي است»


 


اي كاش كنار همان تانكر آب گرم


 


ـ نوشيدني آن روزهايمان ـ


 


گلوله‌ها مرا نوش جان مي‌كردند


 


من چقدر بي‌خيال و فراموشكار شده‌ام


 


من هم توقّع دارم براي حرف‌زدن از شما ساعت بزنم


 


و گزارش كار پر كنم


 


 


 


 


 


 


اينجا آشناها از هم بيگانه‌اند


 


صميميّت آن روزها يادت هست؟


 


بچّه‌ها راضي نمي‌شدند


 


در ساعت نگهباني‌ات هم بيدارت كنند


 


اين روزها هر كسي منتظر است ديگري سلام كند


 


تا كلاس بالايش به همكف نرود


 


 


 


مي‌بيني بيت‌المال چقدر غريب است


 


ديگر كسي انبارش را تا آخرين دان


 


ه تقسيم نمي‌كند


 


تا دو ركعت نماز شكر بخواند


 


البته همه به فكر بيت‌المالند


 


امّا تا زماني كه مالامال است


 


امروز در روزنامه خواندم:


 


«حقوق ۷۰۰000 توماني براي نمايندگان»!


 


ياد رجايي افتادم


 


كه هميشه خود را بدهكار انقلاب مي‌دانست


 


ياد تسويه حساب‌هاي انجام نشدة شهدا افتادم


 


ياد ده هزارتومان «رحمت» كه وصيّت كرد به سپاه برگردانند


 


 


و ياد برادر مفقودالاثرم


 


كه ششصد تومان خود را با اسير عراقي نصف كرد


 


راستي اين‌ها همه چند درصد از آن ۷۰۰000 تومان است؟!


 


 


 


 


بگذرم


 


ممكن است حرفهايم كمي بودار شود


 


و رنگ و روي سياسي بگيرد 


 


و از يك خط آويزان باشم


 


امّا نه!


درد من خط و پاره خط نيست


 


درد من صراط مستقيم است


 


كه از ميان جهنّم مدينه عبور مي‌كند


 


و به چاه تنهايي مولا ختم مي‌شد


 


ديگران هياهوي رياست داشتند


 


و قلبشان از شوق بيت‌المال ورم كرده بود


 


علي رنج فقرا داشت


 


و دلش كباب از شبهاي بي نانشان


 


 


 


من هيچ وقت به راست و چپ نگاه نكرده‌ام


 


من ته دلم را با خدا صاف كرده‌ام


 


و تو كه آنجا نشسته‌اي، مي‌داني چه خبر است


 


 


 


 


اشكهاي خودت يادت است؟


 


و صداي گرفته‌ات


 


كه هميشه وصل بود


 


و فركانسهاي بالا را خوب مي‌گرفت


 


اين روزها همه چيز را با دلار مي‌سنجند


 


وكار بيهوده‌اي كرده‌اي، اگر گريه كني


 


چون هيچ اشكي در بازار بورس خريدار ندارد


 


 


 


اين روزها همه چيز با دلار بالا و پايين مي‌رود


 


اگر مي‌توانستم يك سفر كيش مي‌رفتم


 


بايد به فكر آينده بود!...




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 12:54 توسط ::منتظران حضرت ::