
گاهى احساس مى کنم بغض سنگينى قلبم را مى فشارد و راه اشک بر چشمانم بسته شده است، مى دانم... زمانه فاصله زيادى ميان من و تو افکنده، ولى بگذار، حال که به زخم «شيعه اثنى عشرى» دچار شده ام در هواى مه آلود «ظلمت نفس» فرياد برآورم، و با قطرات بارانت، خود را شستشو دهم.
مهدى جان! اى درخشنده ترين آفتاب هستى بخش، بتاب، که خورشيد و ماه منتظرند تا از انوار طلاييت روشنايى گيرند و به نام هستى بخش تو را در گوش همه ذرات عالم زمزمه کنند، اى آفتاب! بتاب که خلايق منتظرند تا با تو، به خود آيند و در اين بازيافت، سرّ دلدادگى به تو فاش مى شود.
مهدى جان! اى ستاره پر فروغ آسمان بى افق عشق، بتاب، که تو قصه عشق ناتمام مى ماند و عاشقان، سرگردان. بتاب! تا از تابش نور تو، جاده هاى آسمان عشق فتح گردد و خانه معشوق پيدا.
مهدى جان! اى آرام بخش ترين نسيم پگاه زندگى، بِوَز که گلها، جز با شميم نفس عطرآگين تو معطّر نمى شوند و تو گويى که گلها نيز بى حضور نسيمت جوانه نمى زنند و غنچه نمى شوند.
مهدى جان! اى موج خروشان درياى بى کران عشق خدايى، کدام ساحل است، که بتواند بر عشق بى منتهاى تو محيط شود... کدام درياست که با خروش موج عاطفه ات متلاطم نشود، مگر نه اين که دريا، درياست؟ چون ماه رخسار تو بر آبهايش مى خندد. مگر نه اين که دريا ديدنى است، چون احساس با صفاى تو در فضايش مى رقصد، براستى که دريايى که تسليم جزر و مد ماه است، چرا آن ماه رخ زيباى تو نباشد... اين و دريا! دريائيت، شور آبى بى ارزش است که نه تنها تشنگان را ياراى سيراب کردن ندارد، بلکه سيران را نيز هر روز تشنه تر مى کند و به هلاکت، نزديک تر.
مهدى جان! اى آخرين گل واژه طاها! هر جمعه زيارتت مى کنم، زيارتم از سر محبّت و اخلاص صورت مى گيرد، که در نتيجه ملاقات و صيقل دادن روح و قلب از آسودگى گناه است، روز جمعه بعدى است که در آن ظهور مى کنى.
اى عزيز! اى زاده ياسين و طه! اى فرزند صراط مستقيم! اى تسلّى بخش زهراى اطهر! اى پور عسکرى! من تحمل آن را ندارم که چهره دلربايت را ببينم و تو را نشناسم، هزاران تأسف، مى دانم که غيبت تو از ماست. اى يادگار خدا در روى زمين! اى خورشيد رخ برکشيده در پس ابر و سحاب! اى سفر کرده! تا کى در اين تيرگى جان ـــــــ نيابم. هر جمعه در آستان خطبه عظمتت، زار زار مى گريم و شبها جز اختر شمارى کارى ندارم. هر جمعه به بهانه زيارتت، آنقدر مى گويم، که در اشک خود غسل مى کنم و بعد از نمازم تو را به «سفينة النوح» و «سفينة النجاة» قسم مى دهم، که بيا، ما غرق گناهيم، بيا! به قطره خونى نگاه کن که دلش ـــــــ و به شقايق بنگر که آواره بيابان شده است، بيا! اى شمس شموس! اى بطن سعيد! هرچند سرودن مدح تو از من خطاست، بيا که غرق گناهيم...
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 9:3 توسط ::منتظران حضرت ::
شاید این جمعه بیاد شاید

يا مقلب القلوب والابصار
يا مدبر الليل والنهار
يا محول الحول والاحوال
حول حالنا الي احسن الحال
عيد نوروز سر آغاز طراوت طبيعت و جوان شدن جهان است.
تازه شدن فضاي زندگي طبيعي انسان. و چه نيكوست كه همراه با
طراوت جهان، جان و دل انسان هم طراوت پيدا كند.
اولین ارزوی من ظهور آقا امام زمان (عج) و پیروزی همه مسلمانان جهان و سلامتی همه مسلمانان و شفای همه مریض ها و سالی همراه با پر برکتی و خوشبختی آرزو دارم انشالله موفق باشید التماس دعا خدا حافظ.



طراوت ادامه مطلب
ادامه مطلب
لينك ثابت
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 15:42 توسط ::منتظران حضرت ::
به هر بهانه براي سفر مهيا، من
هميشه جاده، نماز شكسته، هر جا من
شبيه رؤيت پرهاي قاصدك درمه
و ربط بركه خشكيدهاي به دريا، من
چه اتفاق قشنگي كه از حوالي عشق
تمام طايفه كوچيدهاند، الا من
چه كردهاي كه به جز تو ...بگو! نميخواهم!
عزيز اين دل تنها! چه كردهاي با من؟
عجيب نيست كه من بيبهانه ميخندم؟
مني كه اين همه در قهر بودهام با من
فقط به خاطر آوازهايمان برگرد
به بي ترانهترين كوچ باغ دنيا، من
دوباره دادي و بردند عشق و گندم را
گناه ماند و زمين خدا و تنها من
لينك ثابت
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 19:24 توسط ::منتظران حضرت ::
چشمهاي تو به ما فرصت باران دادند
و تن مردهي اين مزرعه را جان دادند
شوق برخاستن و زندگي تازه به من
منِ دلواپس از خويش گريزان دادند
چشمهاي تو درخشيد و در آن ظلمت محض
به بلندي شب يخزده پايان دادند
تا قدمهاي بهارانهات اي پيك نسيم!
يك سبد ياس به هر شاخه عريان دادند
دستهاي تو زهر پنجره رُفتند غبار
و به تنديس همه آينهها جان دادند
آسمان پاك شد از ابر در آن روز غريب
مژده عيد در اندوه زمستان دادند
كاش باز آيد و اندوه مرا دريابد
چشمهايي كه به ما فرصت باران دادند
لينك ثابت
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 19:15 توسط ::منتظران حضرت ::
بيايي
و زيبايي از رنگ بهشت زيباتر
باشد
و روزي که واژه ها در دل نقش ببندند
نه در محبس فکر
روزي که
گنجشکها در سرماي سخت زمستان
سينه گرم شکارچي را مهمان باشند
و تو
نقشهاي باورت را
در دل همه پاکان جهان منعکس بيني
روزي که واژه اي فرد
در هيچ لغت نامه اي نباشد
و پيشگوهااز کسادي بازار
شغل ديگر برگزينند
آن روز را سلام
آن روز
نه من نه تو
نه همه
واژه هايي براي آرزو ندارند
و آمال و آرزو همه بي معني است
روزي که تو بيايي و
بيايي
و براي هميشگي
ابديت را نقش زني
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 11:12 توسط ::منتظران حضرت ::
|
|
یا ربّ العرش العظیم
السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ
خون حسین و اصحابش كهكشانی است كه بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند . بگذار اصحاب دنیا ندانند . كِرم لجن زار چگونه بداند كه بیرون از دنیایی كه او تن می پرورد ، چیست ؟ زمین و آسمان او همان است ؛ و اگر او را از آن لجن زار بیرون كشند ، می میرد . امت محمد را آن روز جز حسین ملجاً و پناهی نبود . چه خود بدانند و چه ندانند ؛ چه شكر نعمت بگزارند و چه نگزارند . واقعه عاشورا دروازه ای از نور است كه آنان را از ظلم آباد یزیدیان به نورآباد عشق رهنمون می شود... اگر نبود خون حسین ، خورشید سرد می شد و دیگر در آفاق جاودانه شب نشانی از نور باقی نمی ماند... حسین چشمه خورشید است .
شهید اهل قلم / سید مرتضی آوینی
اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

ایام سوگواری سید و سالار شهیدان ، آقا حسین بن علی (ع) و خزان گل های محمدی کربلا بر پیروان و شیفتگان خاندان نبوت ، به ویژه سادات معزز و محترم تسلیت و تعزیت باد
التماس دعا ...
در ایام محرم ، در خیمه ی عزای خود به سوگواری می نشینم ... |
لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 1:51 توسط ::منتظران حضرت ::
ما منتظریم تا محرم گردد...
آیت الله خامنه ای :
مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از مردم بيدفاع غزهاند
همه مجاهدان فلسطين و همه مؤمنان دنياي اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بيدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است.



لينك ثابت
نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387ساعت 1:36 توسط ::منتظران حضرت ::

سالروز ولادت دهمین امام معصوم جهان امام امام علی النقی را به تمامی پیروانش تبریک می گوییم

فضایل امام هادی (ع)
1. علم
از آن حضرت در خصوص تنزیه آفریننده تعالى و یگانگى او و نیز پاسخهاى وى در مسایل و علوم مختلف روایات فراوانى نقل شده است. امام هادى (ع) مىفرماید: به راستى خداوند وصف نشود جز بدانچه خودش، خود را وصف كرده. كجا وصف شود آن كه حواس از دركش عاجزند و تصورات به كنه او پى نبرند و در دیدهها نگنجد. در نزدیكىاش دور است و در دورىاش نزدیك. چگونگى را پدید كرده بدون آن كه گفته شود خود او چگونه است و مكان را آفریده بدون آن كه خود مكانى داشته باشد، از چگونگى و از مكان بركنار است ، یكتا و یگانه است. شكوه و ابهتش بزرگ و نامهایش پاك است.
2. حلم
براى پى بردن به حلم آن حضرت كافى است به بردبارى و گذشت آن حضرت از بریحه، پس از آن كه دانست وى در نزد متوكل از او بدگویى كرده و به او افترا بسته و وى را تهدید كرده، توجه كرد.
3. كرم و سخاوتمندى
ابن شهر آشوب در مناقب مىنویسد: ابو عمر و عثمان بن سعید و احمد بن اسحاق اشعرى و على بن جعفر همدانى به نزد على بن حسن عسكرى رفتند. احمد بن اسحاق از وامى كه بر گردنش بود نزد حضرت شكایت كرد. آنگاه امام به عمرو كه وكیلش بود، فرمود: به او سى هزار دینار و به على بن جعفر نیز سى هزار دینار بپرداز و خود نیز سى هزار دینار برگیر.
ابن شهر آشوب پس از نقل این ماجرا گوید: این معجزهاى بود كه جز ملوك و پادشاهان آن را نیارند و ما از كسى چنین بخششى نشنیدهایم. همچنین در مناقب گفته شده است: اسحاق جلاب گوید: براى ابو الحسن (ع) در روز ترویه گوسفندان بسیارى خریدم و آن را در میان نزدیكانش تقسیم كردم.
4. شكوه و عظمت در دل مردم:
طبرسى در اعلام الورى به سند خود از محمد بن حسن اشتر علوى نقل كرده است كه گفت: همراه با پدرم بر در سراى متوكل بودیم. من در آن هنگام كودكى بودم و در میان گروهى از مردم از طالبى و عباسى و جعفرى ایستاده بودیم، كه ناگهان ابو الحسن (ع) وارد شد. مردم همگى از مركبهاى خویش پایین آمدند تا آن حضرت به درون رفت. یكى از حاضران از دیگرى پرسید: به خاطر چه كسى پایین آمدیم؟به خاطر این بچه؛ حال آن كه او از نظر سال از ما بزرگتر و شریفتر نبود. به خدا سوگند دیگر به احترام او از مركب خویش پایین نخواهم آمد. پس ابو هاشم جعفرى گفت: به خدا قسم كودكان چون او را مىبینند به احترام او پیاده مىشوند. هنوز دیرى نگذاشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را دیدند باز به احترام وى پیاده شدند؛ ابو هاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمىگفتید دیگر به احترام او پیاده نمىشوید؟ پاسخ دادند: به خدا قسم اختیار خود را از دست دادیم و از مركبهاى خود پیاده شدیم.
برگرفته از سایت
http://www.tebyan.net/index.aspx
عید سعید قربان و غدیر خم پیشاپیش بر شما مسلمین جهان
به ویژه شیعیان راستین آن امام همام
مولای متقیان امام علی (ع) مبارک باد.
غدیر سر چشمه جو شان ولایت و امامت
بی تردید یکی از مهمترین واقعه ای که در تعیین مسیر آینده اسلام نقش مهمی را در تاریخ
مسلمین داشته است واقعه ای که طی آن پیامبر اکرم(ص) مهمترین ماموریت خود را به
انجام رساندن. ماموریتی که انجام آن مساوی بود با تبلیغ تمام رسالت و کوتاهی در مورد آن
به منزله از بین رفتن زحمات چندین ساله پیامبر اکرم و بی نتیجه ماندن فداکاری های
مسلمانان صدر اسلام محسوب می شد.

اعمال روز غدير
اعمال اين عيد بزرگ به شرح زير است:
1 - روزه، كه كفاره شصت سال گناه است.
2 - غسل كردن.
3 - خواندن زيارت حضرت اميرالمومنين عليه السلام
4 - خواندن دو ركعت نماز، كه كيفيت آن در مفاتيح الجنان آمده است.
5 - خواندن دو ركعت نماز، پيش از زوال كه دستور آن در مفاتيح الجنان آمده است.
6 - خواندن دعاى ندبه.
7 - خواندن دعايى كه سيد بن طاوس از شيخ مفيد نقل كرده و در مفاتيح الجنان آمده است.
8 - چون مومنى را ملاقات كند، اين تهنيت را بگويد:
الحمدالله الذى جعلنا من المستمسكين بولاية اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام؛
شكر خداى را كه ما را از مستمسكان به ولايت امير مومنان و پيشوايان معصوم "ع" قرار داد.
و نيز بخواند:
الحمدالله الذى اكرمنا بهذا اليوم و جعلنا من الموقنين بعهده الينا و ميثاقه الذى و اثقنا به من ولاية ولاة امره و القوام بقسطه و لم يجعلنا من الجاحدين و المكذبين بيوم الدين؛
سپاس خدا را كه ما را بدين روز، گمراهى داشت و از وفا كنندگان به عهدى كه به ما سپرده و به پيمانى كه براى ولايت واليان امرش و قائمان به عدلش از ما گرفته، قرار داد، و از منكران و تكذيب كنندگان به روز قيامت قرار نداد
9 - صد مرتبه بگويد: الحمدالله الذى جعل كمال دينه و تمام نعمته بولاية اميرالمومنين على بن ابى طالب عليه السلام؛
سپاس خدا را كه كمال دينش و تماميت نعمت خود را به ولايت اميرمومنان على بن ابى طالب "ع"، قرار داد.
10 - شكر خدا را به جهت نعمت بزرگ ولايت على "ع" به جا آورد.
11 - جامه هاى زيبا بپوشد.
12 - خود را آراسته كند و عطر بزند. گفتنى است كه زنان بايد فقط براى محارم خود زينت كنند و عطر بزنند.
13 - شادى كنند و پيروان حضرت على "ع" را شاد كنند.
14 - تقصيرها و خطاهاى ديگران را ببخشند.
15 - مشكلات مردم را بر طرف كنند.
16 - صله رحم به جا آورند.
17 - به امور خانواده رسيدگى كنند.
18 - مومنان را مهمانى كنند.
19 - افطارى بدهند.
20 - به ديدن يكديگر بروند.
21 - هديه بدهند.
22 - به روى مومنان لبخند بزنند.
23 - هديه بدهند.
24 - با مومنان مصافحه كنند؛ بدين صورت كه: دست راست خود را در دست راست برادر مومن خود قرار داده و آن گاه اين جملات را بگويند:
و اخيتك فى الله و صافيتك فى الله و صافحتك فى الله و عاهدت الله، و ملائكه و كتبه و رسله و انبيائه و الائمة المعصومين عليهم السلام، على انى ان كنت من اهل الجنة و الشفاعة و اذن بى بان ادخل، الجنة لا ادخلنا الا و انت معى؛
برادر تو شدم در راه خدا و صفا كردم با تو در راه خدا و مصافحه كردم با تو در راه خدا و عهد كردم با خدا و فرشتگانش و كتابهايش و رسولانش و پيغمبرانش و امامان معصوم - عليهم السلام - بر اينكه اگر من از اهل بهشت يافتم، داخل نشوم جز به همراهى تو.
آن گاه مومن ديگر بگويد: قبلت پس بگويد:
اسقطت عنك جميع حقوق الاخوة ما خلا الشفاعة و الدعاء و الزيارة؛
ساقط كردم از تو همه حقوق برادرى را جز شفاعت و دعا و زيارت.
لينك ثابت
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:10 توسط ::منتظران حضرت ::

روز عرفه ، روز نيايش را به تمام شما دوستان تبریک می گوییم
روز نهم ذی الحجه به عنوان روز عرفه از اعیاد بزرگ اسلامی به شمار می رود، گرچه به اسم عید نامیده
نشده است در این روز خداوند تبارک و تعالی بندگان خود را به عبادت و اطاعت خود فراخوانده، و سفره جود
و احسان خود را برای بندگان خود گسترانده است. شیطان در این روز خوار و حقیر و خشمناک است. از
ظهر روز نهم ماه ذی الحجه زائران خانه خدا در صحرای عرفات وقوف می کنند و برای این وقوف، فضایل
بسیاری ذکر شده است. در غروب این روز زائران از عرفات به مشعرالحرام می روند و خود را برای سایر
مناسک پر شکوه حج آماده می کنند.
از دعاهاي حضرت امام سجاد عليه السلام در روز عرفه است كه:
خدايا! مرا شاكر و صابر گردان و مرا در چشم خويش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان .
خدايا! در همه كارها عاقبت ما را به خير كن و ما را از خواري دنيا و عذاب آخرت نگهدار .
خدايا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زينت بخش و به تقوا عزيز كن و به عافيت زيبايي ده .
خدايا! از زوال نعمت و تغيير عافيت و غضب ناگهاني و همه چيزهايي كه مايه ناخشنودي توست به تو پناه ميبرم .
خدايا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوسهاي بد و مرضهاي بد به تو پناه ميبرم .
خدايا! سحرخيزي را بر امت من مبارك ساز .
خدايا! تو را به غيب داني و قدرتي كه بر آفرينش داري سوگند ميدهم تا موقعي كه زندگي را براي من بهتر ميداني مرا زنده نگهدار و موقعي كه مرگ را براي من بهتر ميداني مرا بميران .
خدايا! از تو ميخواهم كه ترس خود را در آشكار و نهان نصيب من كني و در حال خشنودي و خشم كلمه اخلاص را به زبان من جاري نمايي و در حال فقر و توانگري ميانهروي را شعار من سازي .
خدايا! چنان كه خلقت مرا نيك كردي سيرتم را نيز نيك كن .
خدايا! هر كس عهدهدار كار امت من شد و بر آنها سخت گرفت، بر او سخت گير و هر كس عهدهدار كار امت من شد و با آنها مدارا كرد با او مدارا كن .
خداوندا! يك لحظه مرا به خودم واگذار مكن و چيزهاي خوبي كه به من بخشيدهاي، از من باز مگير.
خدايا بر محمد و خاندان پاكش درود فرست .
درودهاي پربركت و پاكيزه و فزايندهاي كه صبحگاهان و شامگاهان در رسند،
و درود فرست بر ايشان و بر ارواحشان،
و كارشان را بر اساس تقوا فراهم آور،
و احوالشان را به سامان آر،
و ما را به رحمت خود در جايگاه امن و امان در كنار ايشان قرار ده،
اي مهربانترين مهربانان.(10)

7 ذيالحجه؛ سالروز شهادت امام باقر(ع) را به شما تسلیت می گوییم
در 7 ذيالحجه سال 114 هجري قمري، امام باقر(ع) به شهادت رسيدند و امام صادق (ع) بر پيكر مطهر پدر نماز گزارد و ايشان را در بقيع، در جوار پدر بزرگوارش دفن كردند.
آنچه مسلم است اين است كه امام باقر (عليه السلام) با طرح مرموز و مخفيانه هشام بن عبدالملك، مسموم شده و به شهادت رسيد، ولي عامل و چگونگي آن به روشني مشخص نيست.
بعضي مينويسند ابراهيم بن وليد بن يزيد بن عبدالملك ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم نمود وبعضي مي نويسند زيد بن حسن به دستور هشام، زهر را به زين اسب ماليد و اسب را به حضور امام باقر (ع) آورد، و اصرار كرد كه آن حضرت بر آن سوار گردد، آن حضرت ناگزير بر آن سوار شد و آن زهر در بدن او اثر كرد، به گونهاي كه رانهايش متورم شد و سه روز به سختي در بستر بيماري افتاد و سرانجام به شهادت رسيد.
كليني به سند صحيح از زراره روايت كرده است كه گفت روزي از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) شنيدم كه فرمود: درخواب ديدم كه بر سركوهي ايستادهام و مردم از هر طرف آن كوه به سوي من بالا ميآمدند. چون مردم بسياري در اطراف آن كوه جمع شدند به ناگاه كوه بلند شد و مردم از هر طرف آن فرو ميريختند، تا آنكه جماعتي بر آن كوه باقي ماندند و اين اتفاق پنج مرتبه تكرار شد، گويا آن حضرت اين خواب را به وفات خود تعبير فرموده بود، كه بعد از گذشت پنج شب از اين خواب به رحمت ايزدي پيوستند.
حدیث
۱-امام محمد باقر فرمودند: سلاح مردمان پست کلام زشت است.
۲-پشیمانی از گناهان برای توبه کفایت می کند
۳-
خداوند به وسیله تقوا بنده را حفظ می کند از آنچه که عقلش به آن نمى رسد و کور دلى و نادانى او را بر طرف مى سازد
۴-دانش بیاموزید که آموختن آن پاداش دارد و جستوجوی آن عبادت است.
لينك ثابت
نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 18:21 توسط ::منتظران حضرت ::

شهادت جانسوز جواد الائمه
حضرت امام محمد تقى(علیه السلام)
را به عموم حقيقت خواهان و عاشقان اهل بيت تسليت مى گوييم.
اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولى رنگ و بويش مشام جانها را بهرهمند ساخت .
آثار فكرى و رواياتى كه از آن حضرت نقل شده ومسائلى را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتى كه از آن حضرت بر جاى مانده , تاابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است .
دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال ودوره امامتش 17 سال بوده است .
معتصم عباسى از حضرت جواد ( ع ) دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد .
امام جواد در ماه محرم سال 220 هجرى به بغداد وارد شد .
معتصم كه عموى ام الفضل زوجه حضرت جواد بود , با جعفر پسر مأ مون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند .
علت اين امر - همچنان كه اشاره كرديم - اين انديشه شوم بود كه مباداخلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود .
از اين جهت , درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وى گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستى , و احترامت از هرجهت لازم است و شوهر تو محمد بن على الجواد , مادر على هادى فرزند خود را برتو رجحان مينهد .
اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل - چنان كه روش زنان نازاست -تحت تأ ثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شدو به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش , تسليم گرديد .
آنگاه اين دو فردجنايتكار سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روى دو جهان , ام الفضل , آنها را به شوهرش بخوراند .
ام الفضل طبق انگور را دربرابر امام جواد ( ع ) گذاشت , و از انگورهاى تعريف و توصيف كرد .
و حضرت جواد ( ع ) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد .
امام جواد ( ع )مقدارى از آن انگور را تناول فرمود .
چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت .
ام الفضل سيه كاربا ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان , پشيمان و گريان شد ; اما پشيمانى سودى نداشت .
حضرت جواد ( ع ) فرمود : چرا گريه ميكنى , اكنون كه من را كشتى گريه توسودى ندارد .
بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلاكند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آن نجات يافت .
در مورد مسموم كردن حضرت جواد ( ع ) قولهاى ديگرى هم نقل شده است .
لينك ثابت
نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 8:19 توسط ::منتظران حضرت ::